محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6518
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به دو سپرده شده بود رها كرد و از پى مهلبى برفت . در آن وقت مقدارى بسيار فراوان حبوبات گونه گون و خرما و چهار پا در جبى و اهواز و اطراف آن بود كه همه را رها كردند فاسق به بهبود بن عبد الوهاب نيز كه در آن وقت كار فندم و باسيان و نواحى پيوسته بدان از دهكده هاى ما بين اهواز و فارس ، با وى بود و نوشت كه به نزد وى رود . بهبود نيز هر چه آذوقه و خرما به نزد وى بود و بسيار فراوان بود رها كرد كه ابو احمد همهء آن را به تصرف آورد و اين مايهء نيروى وى بر ضد فاسق و ضعف فاسق شد . وقتى مهلبى از اهواز برون شد ياران وى در دهكده هايى كه ما بين اهواز و اردوگاه خبيث بود پراكنده شدند و آن را به غارت دادند و مردمش را كه با زنگيان به صلح بودند برون كردند . از مردمى كه با مهلبى بودند بسيار كس از سوار و پياده از پيوستن به دو باز ماندند و در نواحى اهواز بماندند و نامه نوشتند و از ابو احمد امان خواستند از آن رو كه خبر يافته بودند كه وى ياران خبيث را كه در طهيثا به دست آورده بود بخشيده بود . مهلبى و كسانى از يارانش كه همراه وى رفته بودند به نهر ابو الخصيب پيوستند . سبب دستور فاسق به مهلبى و بهبود كه سوى وى روند آن بود كه بيم داشت ابو احمد و يارانش ، در آن حال ترس و وحشت كه در آن بودند ، سوى وى روند و مهلبى و بهبود و همراهانشان به نزد وى نباشند ، اما كار چنان نشد كه او انتظار داشت . ابو احمد بماند تا آنچه را مهلبى و بهبود به جاى نهاده بودند به تصرف آورد و بندهايى كه خبيث در دجله پديد آورده بود گشوده شد و راهها و گذرگاههاى وى اصلاح شد . آنگاه ابو احمد از شوش سوى جندىشاپور رفت و سه روز آنجا بماند و چنان بود كه علوفه در اردوگاه كمياب بود كه كس فرستاد كه بجويند و بيارند ، ( 577 آنگاه از جندىشاپور سوى شوشتر رفت و بگفت تا خراج ولايتهاى اهواز را بگيرند و به هر ولايتى سردارى فرستاد كه مالها را زودتر بفرستند . احمد بن ابى الاصبغ را به نزد محمد بن عبيد الله كرد فرستاد - وى بيم مىداشته بود ، كه پيش از آنكه ابو احمد